عدم جایگزین و رهبری
ایجاد شک در نبود رهبر یا ساختار جایگزین
این دسته از استدلالها تلاش میکند با ادعای نبود رهبر، برنامه یا ساختار جایگزین، مردم را از تغییر ناامید کند. هدف اصلی این روایتها تثبیت وضع موجود از طریق ایجاد احساس بنبست است.
چرا این استدلال مغالطهآمیز است؟
- نبود جایگزین «مشخص» هرگز دلیلی برای پذیرش ظلم نیست
- تاریخ نشان داده ملتها پس از سقوط دیکتاتوریها ساختارهای جدید ایجاد کردهاند
- مخالفان ایرانی برنامههایی مانند منشور مهسا و ائتلافهای گوناگون ارائه دادهاند
- رژیم عمداً فضا را برای شکلگیری جایگزین بسته تا همین ادعا را مطرح کند
مغالطههای رایج در این دسته
- مغالطه دوگانه کاذب: «یا رژیم یا هرج و مرج»
- مغالطه ترس: «بدون رهبر همه چیز نابود میشود»
- حمله به شخص: حمله به شخصیتهای مخالف به جای پاسخ به برنامههایشان